«رهبری» در هر نظام اجتماعی، یکی از ارکان اساسی در حفظ انسجام، هدایت و پیشرفت آن جامعه به شمار میآید. این مسئله در جوامع دینی از سطح مدیریت اجتماعی فراتر میرود و به حوزۀ هدایت معنوی و سعادت اخروی انسانها نیز تسری مییابد. این جایگاه در اسلام بر عهده پیامبر اکرم(ص) و پس از ایشان به موجب نصوص دینی، به ائمه معصومان(ع) واگذار شده است. آنچه در این موضوع اهمیت اساسی دارد، نهتنها اصل وجود رهبری الهی، بلکه شیوۀ مواجهه و تعامل افراد جامعه با این رهبری است؛ موضوعی که به طور کلی میتوان در قالب مفهوم «ولایتپذیری» آن را تبیین کرد. ولایتپذیری مفهومی چندبعدی است که سطوح مختلفی از شناخت، گرایش و رفتار را دربر میگیرد. این مفهوم زمانی معنا پیدا میکند که در میدان عمل و در شرایط واقعی زندگی بررسی شود. تاریخ اسلام بهویژه در مقاطع حساس و سرنوشتساز، نمونههای متعددی از مواجهههای متفاوت با مسئله ولایت را به نمایش گذاشته است؛ واقعۀ عاشورا یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ اسلام است که صحنهای بینظیر از تجلی ولایتپذیری و نیز تقابل آن با ولایتگریزی به شمار میرود. یاران امام حسین(ع) در این واقعه با انتخابی آگاهانه، مسیر تبعیت از ولایت را برگزیدند و از جان و مال خود گذشتند. میان این یاران، حضرت ابوالفضل العباس(ع) جایگاهی ممتاز دارند. یافتههای پژوهشی نشان میدهد ولایتپذیری در سیره حضرت عباس(ع) مبتنی بر ترکیبی از شناخت عمیق، ایمان راسخ، اطاعت آگاهانه، ایثار و ثباتقدم است و میتواند بهمثابۀ الگویی کارآمد برای هدایت فرد و جامعه در شرایط پیچیده معاصر به کار گرفته شود.