محقق رسمی پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
10.22081/rt.2026.74654.1584
چکیده
تعیین تکلیف جنگها تنها در میدان نظامی نیست، بلکه روایتها و برداشتهای شکلگرفته پس از پایان درگیریها نیز نقش تعیینکنندهای در تثبیت یا تضعیف دستاوردهای آنها دارد. در بسیاری از موارد، آنچه در عرصه رسانهای و تحلیلی بهمثابۀ «پیروزی» یا «شکست» معرفی میشود، با واقعیتهای میدانی تفاوت دارد؛ به همین دلیل بررسی دقیق شاخصها و نشانههای پیروزی و شکست در هر جنگی اهمیت ویژهای مییابد.
جنگ رمضان که در پی تحولات منطقهای و در بستر منازعه گسترده میان محور مقاومت از یکسو و ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی از سوی دیگر شکل گرفت، یکی از نمونههای مهم چنین نبردی است. جمهوری اسلامی ایران و جریان مقاومت توانستند در این جنگ با اتکا به ظرفیتهای بومی، انسجام راهبردی و حمایت مردمی، معادلاتی را رقم بزنند که بسیاری از تحلیلگران منطقهای و بینالمللی را غافلگیر کرد.
با وجود تلاش گسترده رسانههای غربی برای ارائه تصویری متفاوت از نتایج این جنگ، بررسی دقیق تحولات میدانی، سیاسی و راهبردی نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت توانستند دستاوردهای چشمگیری به دست آورند؛ در مقابل نیز ایالات متحده و رژیم صهیونیستی با مجموعهای از ناکامیها و محدودیتهای راهبردی روبرو شدند.
هدف این نوشتار آن است که با تمرکز بر نشانهها و عوامل مؤثر، روایت «پیروز میدان» در جنگ رمضان را تبیین کند. در این چارچوب ابتدا نشانهها و عوامل پیروزی جمهوری اسلامی ایران را بررسی میکنیم و سپس به تحلیل نشانهها و عوامل شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی میپردازیم.