خودکشی یکی از چالشهای جدی سلامت روان در جهان معاصر است و در برخی مناطق ایران نیز بهویژه در نواحی محروم با بافت فرهنگی خاص، نرخ بالاتری دارد. این پدیده تنها یک مسئله روانشناختی نیست، بلکه ریشههای اجتماعی، فرهنگی، اعتقادی و معنوی دارد. خودکشی در بسیاری از جوامع معاصر، مسئلهای چندبعدی شناخته میشود؛ مسئلهای که تنها با عوامل فردی توضیح داده نمیشود، بلکه با فقر، بیکاری، آسیبهای خانوادگی، بحران هویت، ضعف حمایت اجتماعی، دسترسی آسان به ابزارهای مرگ و نبودِ معنای زندگی ارتباط دارد.
در مناطق آسیبخیز با عوامل خطر چندگانه، نقش مبلّغ دینی از یک سخنران مذهبی صرف، به تسهیلگر فعال و همهجانبه ارتقا مییابد.
مبلّغ دینی باید با درکی عمیق و همدلانه از آموزههای معنوی دین که بر کرامت زندگی، امید و حمایت جمعی تأکید دارند و با پیوند این مبانی با روشهای علمی روز در حوزههای روانشناسی بحران، مددکاری اجتماعی و جامعهشناسی، بتواند به بازسازی «سرمایه اجتماعی»، «حمایت اجتماعی» و «منابع معنایی» کمک کند. این نقش دربرگیرندۀ گوشدادن فعال، شناسایی افراد در معرض خطر، هدایت آنان به خدمات تخصصی و تقویت شبکههای حمایتی محلی است تا بتواند حس تعلق، هدفمندی و تابآوری را در جامعه تزریق کند و در جایگاه پلی مؤثر بین سنتهای معنوی و سیستمهای مدرن حمایتی که امروزه در بیشتر جوامع مشاهده میشد، عمل کند.