«دعا» نقشی بنیادین در زندگی انسان دارد. خدای متعال میفرماید: «قُلْ ما یعْبَؤُ بِکمْ رَبّی لَوْ لا دُعاؤکمْ ...:[1] بگو اگر دعای شما نباشد، پروردگارم برای شما ارجی قائل نیست ...». دعاها به لحاظ سطح معنوی و تأثیرگذاری، متفاوت هستند؛ بر همین اساس دعاهایی که با مشکلات و مسائل جامعه انسانی بهویژه مسائل حیاتی جامعه مرتبط هستند، از جایگاه برتری برخوردارند؛ تا جایی که برخی از دعاها نقش راهبردی و سرنوشتساز دارند. نمونه این دعاها، دعا برای آرامش و سکینۀ یک ملت، دعا برای صبر جامعۀ گرفتارِ جنگ و دعا برای ثباتقدم یک ملت تا رسیدن به اهداف و پیروزی بر دشمن است.
خدای متعال در سورۀ «بقره»، داستان بسیار عبرتآموز قومی از بنیاسرائیل را نقل میکند. این قوم بر اثر ظلم از سرزمین خود آواره شده بودند؛ آنان پیامبری به نام اشموئیل داشتند. این قوم از وضع خودشان به پیامبرشان شکایت کردند و درخواستند فرماندهی برای آنان تعیین کند تا تحت فرمان او با دشمنان خود بجنگند و از آوارگی نجات یابند. پیامبرشان که از واقعیت درونی و احوالات آنان باخبر بود، گفت: آیا احتمال نمىدهید اگر فرمان جنگ صادر شود، سر به نافرمانى بردارید؟ آن قوم خیلی محکم ادعا کردند که چرا نجنگیم؟ حضرت اشموئیل جوانی به نام طالوت را برای فرماندهی و تشکیل سپاه معرفی کرد.[2] این داستان که حقیقتی تاریخی را بیان میکند، بسیار عبرتآموز است و درسی برای همیشه تاریخ و برای ما مسلمانان دارد. دعایی که این نوشتار بهاختصار بدان خواهد پرداخت، ضمن داستان فرماندهی طالوت مطرح شده است.