ایران در عهد صفویه با اتکا بر علم و دانش، پیوند عمیق با دین و توان نظامی، به پایداری در حکومت، استقلال و نوعی همترازی با قدرتهای استعماری غرب دست یافت و در برابر جریان استعمار و استبداد غربیها بر دیگر ممالک، نفوذناپذیر و مستقل باقی ماند. در دوره قاجار نیز بیتوجهی به علم، قدرت اقتصادی و نظامی، به دخالت و نفوذ دولتهای بیگانه همچون روس و انگلیس و تحمیل قراردادهای ذلتبار و پرخسارت گلستان، ترکمنچای، پاریس، رویتر و رژی منجر شد.
در عهد پهلوی نیز تمامی زیرساختهای قدرت توسط رژیم پهلوی نادیده گرفته شد. ضعف شدید و وابستگی در بنیۀ علمی و فنی کشور، دینستیزی و قطع ارتباط حکومت با منبع عظیم قدرت مردمی و روحانیت و همچنین وابستگی و سرسپردگی به بیگانگان در توان نظامی، همگی زمینهساز استبداد تام و تمام بیگانگان و ضعف و ناتوانی ایران در برابر آمریکا و انگلیس گردید.
انقلاب اسلامی ایران، درحقیقت انقلابی در نگاه به داشتهها و توانمندیها، هدفها و افقهای رشد و کمال همهجانبه و حتی نگاه به غرب و تمدن غربی و امکانات علمی، فناوری، اقتصادی و فرهنگی غرب بود. با وجود رهبریهای حکیمانه امام خمینی و آیتالله خامنهای و ملت متدین، فهیم و مقاوم ایران، کشور توانست در عصری که تمدن مادی استقلال خود را بر همه جهان مسلط میدانست، با طرح جامعه و حاکمیت دینی، در عرصه منازعات تمدنی پای بگذارد و بنیانهای قدرت را برای ماندگاری و رشد خود و تحقق هدفهای والای خود پیریزی نماید.
این نوشتار با نگاه اجمالی به مفاد آیۀ شریفۀ «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ ۚ وَمَا تُنفِقُوا مِن شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ:[1] هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها [= دشمنان]، آماده سازید. و [همچنین] اسبهای ورزیده [برای میدان نبرد]، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید. و [همچنین] گروه دیگری غیر از اینها را که شما نمیشناسید و خدا آنها را میشناسد. و هرچه در راه خدا [و تقویت بنیه دفاعی اسلام] انفاق کنید، به طور کامل به شما بازگردانده میشود. و به شما ستم نخواهد شد»، درصدد است به مؤلفههای قدرت جمهوری اسلامی ایران بپردازد.